حسین سالار قلبها

پس از قیام توابین به سال 65  هجری قیام مختار با حمایت خیل کثیری از مردم کوفه به خصوص موالی و غلامان تهی دست کوفه آغاز گردید که تا سال 67 هجری استمرار یافت . این قیام در ماهیت خود اهدافی چون احیای قرآن و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و تقاص از قاتلان سیدالشهداء علیه السلام را تعقیب می کرد .

مختار اشراف کوفه را که در خلال نهضت عاشورا به عبیدالله بن زیاد پیوسته، زمینه شهادت امام حسین علیه السلام را فراهم آوردند، سرکوب کرد (41) و به سال 67 هجری لشکری به فرماندهی ابراهیم بن مالک اشتر به جنگ با امویان به طرف شام فرستاد . ابراهیم در موصل پس از نبرد سختی سپاه دوازده هزار نفری عبیدالله بن زیاد را شکست داد و او را به هلاکت رساند .

آنها با شعارهایی چون «یا لثارات الحسین; ای قوم بیایید برای انتقام خون حسین »  سنت اهل بیت علیهم السلام را زنده نمودند و شاید از همین رو شیعیان از هر سوی به مختار پیوستند .  این موضوع نشانگر آنست که در جامعه آمادگی فراوانی برای ظلم ستیزی و احیای اصالتهای عصر نبوی ایجاد شده بود و مختار از این فرصت استفاده کرد و بر پا کنندگان فاجعه عاشورا را یکی پس از دیگری تعقیب و به قتل رساند . از این رو اهل بیت علیهم السلام در کلماتشان از وی تعریف کرده اند . وقتی سر عبیدالله بن زیاد معلون را برای امام سجاد علیه السلام فرستادند، بنا به نقلی، حضرت فرمودند: «جزی الله المختار خیرا; خدا به مختار جزای خیر بدهد .»

و یا امام باقر علیه السلام در موردش فرمود: «فانه قتل قتلتنا و طلب بثارنا; او قاتلان ما را کشت و انتقام خون ما را گرفت .»

حرکت مختار نماد روشنی از خودآگاهی و بیداری کوفیان در قبال ظلم و فساد بنی امیه است . در حقیقت قیام امام حسین علیه السلام از یک سو برای همه ثابت کرد که خلافت بنی امیه خلافت جور و حکومت کفر است و از سوی دیگر روح شهادت طلبی و شجاعت و پایمردی را در مسلمانان زنده نمود . از این رو به آسانی از قیامهای ضداموی که در حقیقت قیام علیه کفر و نفاق بود استقبال کرده و ترس از دست رفتن جان و مال و زندگی، جلودارشان نبود .

ابی عبدالله علیه السلام با حماسه خویش مرز حق و باطل را جدا کرد و در پی شفاف شدن مرزها در جامعه دو دسته نمایان شدند، عده ای به جبهه حق و عده ای دیگر به جبهه باطل ملحق گردیدند . آنان در جریان قیام مختار و توابین و زید بن علی و غیره روبروی هم ایستادند در حالیکه قبل از شهادت سیدالشهداء علیه السلام چنین قیامهایی را مشاهده نمی کنیم، مگر قیام حجر بن عدی که بسیار محدود بود .

گرچه قیامهایی چون قیام توابین و مختار و زید بن علی برخی دیررس یا زودرس بودند و بعضی از رنگ و لعاب قیامهای اصیل شیعی برخوردار نبوده اند، ولی غالبا ماهیت آنها ماهیت ظلم ستیزانه و حق طلبانه ای بود که برای مبارزه با مفاسد حکومت شکل گرفت و به همین دلیل موجب عزت مسلمانان گردید .

آنچه بدان اشاره شد نمونه هایی از قیامهای متاثر از قیام امام حسین علیه السلام بود و الا در طول تاریخ اسلام، قیامهای زیادی صورت گرفته است که نشات گرفته از قیام و عزت خواهی امام حسین علیه السلام است . نمونه بارز این قیامها و انقلابها، انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به رهبری امام خمینی رحمه الله است که نه تنها موجب عزت مردم ایران بلکه زمینه عزت و افتخار جهان اسلام را فراهم آورد .



نوشته شده در شنبه 90 آذر 12ساعت ساعت 6:53 عصر توسط سید.محمد علی شهرام شمس| نظر بدهید

در چنین وضعی سیدالشهداء علیه السلام به مبارزه برخاست و به امویان و دشمنان اسلام فهماند که قدرت غیرت اسلامی به حدی است که اگر در کالبد یک جمع کوچک دمیده شود می تواند بنیان یک حکومت جبار و قدرتمند را به لرزه درآورد . اسلام می تواند مایه عزت مسلمانان در برابر ظلم ظالمان و ملامت ملامتگران و تحقیر و تمسخر کفار باشد .

قیام سیدالشهداء علیه السلام و یارانش احساس ضعف و وحشت مسلمانان را نسبت به بنی امیه تا حد زیادی از بین برد; بطوری که پس از شهادت آن حضرت شاهد چندین قیام در حجاز و عراق بر علیه امویان هستیم . قیامهایی که هر یک نشانگر رشد غیرت دینی جامعه اسلامی و پیام آور عزت مسلمانان می باشد .

ناگفته پیداست مهمترین کار کرد قیام امام حسین علیه السلام حفظ و بقای اسلام بود . بنی امیه در زمان خلافت یزید در پی ویران کردن بنیادهای دین پیامبر صلی الله علیه و آله یعنی توحید و نبوت و نماز و روزه و . . . بودند، ولی امام علیه السلام با حماسه خونین خویش چهره کریه بنی امیه را فاش کرد و با از بین بردن مشروعیت و مقبولیت بنی امیه، بقای اصول اعتقادات و مسلمات دین را تضمین نمود . از این رو وقتی ابراهیم پسر طلحة بن عبیدالله در شام از امام سجاد علیه السلام پرسید [اگر در جنگ جمل جدت پیروز شد] حالا چه کسی پیروز شده است؟ امام علیه السلام در پاسخ او فرمودند: «اذا اردت ان تعلم من غلب، و دخل وقت الصلاة، فاذن ثم اقم; اگر می خواهی بدانی چه کسی پیروز شده است، هنگام فرا رسیدن وقت نماز ابتدا اذان بگو و سپس نماز را اقامه کن .» (23)

این سخن نشانگر آن است که هدف نهضت سیدالشهداء علیه السلام در درجه نخست حفظ اسلام و استمرار شهادت به توحید و نبوت بر ماذنه های جامعه بود، چرا که اگر این مؤلفه های مهم از صفحه جامعه محو می شد دیگر چیزی از اسلام باقی نمی ماند .

البته کارکرد نهضت عاشورا تنها در این مقوله خلاصه نمی شود . نهضت ابی عبدالله در احیای فرهنگ شهادت طلبی و ایثار و ظلم ستیزی و نفرت انگیزی نسبت به سلاطین اموی و بازگشت به سوی اصالتهای عصر نبوی نقش مهمی ایفا نمود و همه اینها موجب بازگشت عزت از دست رفته مسلمانان گردید .

به دیگر سخن، نهضت عاشورا روح مقاومت اسلامی را در جامعه زنده کرد و بر کالبد نیمه جان و بی رمق مسلمانان روح حق طلبی دمید . اکنون برای روشن شدن این حقیقت به برخی از قیامهای حق طلبانه شهرهای مدینه و کوفه به عنوان دو مرکز اصلی حجاز و عراق در حد این مقال کوتاه اشاره می کنیم



نوشته شده در شنبه 90 آذر 12ساعت ساعت 6:50 عصر توسط سید.محمد علی شهرام شمس| نظر بدهید

معاویه گمان می کرد با کارشکنیهای بنی امیه و عزل عثمان حکومت به دست او خواهد افتاد، روی همین جهت به زبان از عثمان حمایت می کرد ولی در عمل زمینه انتقال قدرت از عثمان به خود را فراهم می ساخت . وی دوازده هزار نیرو در شام به عنوان حمایت از عثمان بسیج کرده بود، ولی کمی بیرون از شهر شام آنها را متوقف نمود و از ادامه حرکت آنان به سوی مدینه ممانعت کرد . سپس خود به مدینه آمد و به عثمان گفت: آمده ام تا از نظر شما مطلع گردم، آنگاه برگردم و نیروها را بیاورم . عثمان کید او را فهمید و گفت: «لا و الله، و لکنک اردت ان اقتل فتقول: انا ولی الثار; قسم به خدا! چنین نیست . تو می خواهی من کشته شوم و تو بگویی من صاحب خون [عثمان] هستم .»

معاویه دنبال فرو افکندن حکومت عثمان و تحکیم قدرت خویش بود، ولی با تلاش بزرگانی چون مالک اشتر و عمار یاسر و محمد بن ابی بکر، مردم بعد از قتل عثمان با علی علیه السلام بیعت کردند و بنی امیه به هدف خود یعنی بنیانگذاری سلطنت اموی نرسیدند . البته آنان آرام ننشستند و عملیات تضعیف حکومت دینی را با تغییر شیوه ادامه دادند .

امام علی علیه السلام ماهیت ضد اسلامی آنان را می شناخت بطوری که می فرمود: «و الذی فلق الحبة و برا النسمة ما اسلموا ولکن استسلموا و اسروا الکفر; قسم به آنکه دانه را شکافت و انسان را آفرید، آنها اسلام نیاوردند لکن به ظاهر تسلیم شده اند و کفر خود را پنهان کرده اند .»

و شاید به همین جهت در همان روزهای نخست خلافت، همه کارگزاران اموی را عزل کرد .

امویان این بار علاوه بر ادامه استحاله درونی جامعه اسلامی از طریق ایجاد اختلاف بین گروهها و دسته جات بیعت کننده با امیرمؤمنان علیه السلام، بطور همزمان مبارزه علنی و بیرونی را مانند صدر اسلام آغاز کردند . ابتدا طلحه و زبیر را به جنگ با امیرمؤمنان علیه السلام تحریک کردند . مروان بن حکم بطور علنی در جنگ جمل شرکت نمود و اوضاع را به دقت زیر نظر اشت به گونه ای که وقتی علائم پشیمانی را در طلحه مشاهده کرد در همان میدان نبرد از پشت به سویش تیر افکند و او را از پای در آورد .

معاویه نیز به محض اطلاع از بیعت مردم با علی علیه السلام طی نامه ای بیعت خود را با طلحه و زبیر اعلان کرد و از آنها خواست به خونخواهی عثمان برخیزند .

سپس در جنگ صفین خود مستقیما روبروی امیرمؤمنان علیه السلام قرار گرفت و وقتی از پیروزی نظامی در میدان نبرد نومید شد از طریق تزویر و تطمیع عناصر فرصت طلب، سپاه کوفه را فریفت و بدین وسیله مقاومت سپاه حضرت را شکست و دست به غارت شهرهای تحت نظارت و حکومت علی علیه السلام زد . و سرانجام با بهره گیری از زر و زور و تزویر اقتدار حکومت امام علی علیه السلام و فرزند گرانقدرش امام حسن علیه السلام را متلاشی کرد .

در نهایت به سال 41 هجری با شهادت امام علی علیه السلام زمینه فروپاشی حکومت دینی و تبدیل خلافت اسلامی به سلطنت طاغوتی فراهم آمد و معاویه رسما در سخنرانی خویش در میان جمعیت کوفه پس از صلح امام حسن علیه السلام گفت: «انی ما قاتلتکم لتصلوا و لالتصوموا و لالتحجوا و لا لتزکوا انکم لتفعلون ذلک انما قاتلتکم لاتامر علیکم; من با شما نجنگیده ام تا نمازگزارده و روزه گرفته و حج به جا آورید و زکات بپردازید . شما اینها را انجام می دهید . من با شما جنگیده ام تا بر شما حکومت کنم .»

بنی امیه با همه تلاشهایی که کردند، به هدف نهایی خویش که هدم و مسخ اساس دین بود نایل نیامدند و معاویه تحت فشار افکار عمومی شعائر اسلامی را رعایت می کرد و به حریم اعتقادات و اصول و فروع دین تجاوز علنی و رسمی نمی کرد، ولی از استمرار حیات شالوده های دین غمگین و ملول بود . این حقیقتی است که وی در ملاقات با مغیرة بن شعبه ابراز داشته است .

مغیره از او درخواست کرد: حال که به قدرت رسیده ای قدری با بنی هاشم ملایمتر رفتار کن تا نام نیکی از خویش باقی گذاری . اما معاویه محو شدن نام خلیفه اول و دوم را شاهد آورده، با اشاره به شهادت به رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله در اذانهای پنجگانه گفت: «و ای ذکر یدوم بعد هذا; پس از این دیگر چه نامی باقی خواهد ماند؟»

معاویه از زنده بودن نام پیامبر صلی الله علیه و آله در جامعه سخت ناراحت بود و اگر فرصت مناسبی می یافت، یاد پیامبر صلی الله علیه و آله را از خاطره ها محو می کرد .



نوشته شده در شنبه 90 آذر 12ساعت ساعت 6:48 عصر توسط سید.محمد علی شهرام شمس| نظر بدهید

آنان پس از نفوذ در دستگاههای اجرایی و اقتصادی و سیاسی جهان اسلام، عملیات استحاله را آغاز کردند . یکی از مهمترین روشهای استحاله آنها شکستن حرمت احکام اسلام از طریق رواج فساد اخلاقی و اقتصادی و اداری و تحریک احساسات مسلمانان بود . برای روشن شدن بحث به نمونه های زیر توجه کنید:

1- ولید بن عقبة بن ابی معیط رسما در کوفه شراب خورد و در محراب عبادت هنگام نماز صبح از فرط شرابخواری استفراغ کرد . این عمل، سخت مسلمانان کوفه را خشمگین ساخت، بطوری که یکی از نمازگزاران (عتاب بن غیلان) گفت: «و الله لا اعجب الا ممن بعثک الینا والیا و علینا امیرا.. قسم به خدا جز از کسی که تو را والی و امیر ما قرار داده تعجب نمی کنم .»

2- سعید بن عاص رسما به مردم کوفه گفت: «انما هذا السواد فطیر لقریش; سرزمینهای سرسبز عراق، کالای بی مقدار قریش است .»

این سخن بیانگر به یغما بردن حقوق فاتحینی بود که با جانبازیهای خود این مناطق را فتح کرده و اکنون براساس حق اسلامی خویش می بایست از محصولات آن استفاده کنند . از این رو اعتراض مردم را برانگیخت; مالک اشتر فرمود: «اتجعل ما افاء الله علینا بظلال سیوفنا و مراکز رماحنابستانا لک و لقومک؟ آیا این [زمینهای سرسبزی را] که خداوند در ازای شمشیر زدنها و فرود آمدن نیزه هایمان به عنوان غنیمت به ما عطا فرموده، مال خود و قومت می خوانی؟»

3- عبدالله بن سعد بن ابی سرح با ظلم و ستم خود، مردم مصر را به تنگ آورد به گونه ای که عده زیادی از مسلمانان از مصر به مدینه آمده و از او شکایت کردند ولی شکایت آنان موجب به خطر افتادن جان خودشان گردید، زیرا هنگام بازگشت در میان راه غلام عثمان را در حالی که حامل نامه ای برای عبدالله بن سعد بود دیدند، مشکوک شده نامه را گشودند، معلوم گردید حاوی دستوری از طرف عثمان به عبدالله بن سعد مبنی بر دستگیری و به دار کشیدن برخی از معترضان است .  این امر آتش خشم آنان را بر افروخت و از همان جا راهی مدینه شدند و علیه عثمان انقلاب کردند .

این برخوردها مردم شهرهای مختلف را به تنگ آورد تا آنجا که خواهان عزل عثمان شده، او را کشتند .



نوشته شده در شنبه 90 آذر 12ساعت ساعت 6:46 عصر توسط سید.محمد علی شهرام شمس| نظر بدهید

بنی امیه، پیش از پیروزی اسلام قدرت برتر مکه و حتی جزیرة العرب به حساب می آمدند; یعنی، هم از حیث نظامی و هم از یث سیاسی و اقتصادی قدرت درجه اول شمرده می شدند . آنان پس از بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله، به شدت با دعوت آن حضرت مخالفت کردند، چرا که حاکمیت ارزشهای اسلامی را با منافع دنیوی خویش در تضاد می دیدند . از این رو علی رغم تساهل با سایر ادیان مکه، با اسلام به سختی به مبارزه پرداختند . آنان پیامبر صلی الله علیه و آله و مسلمانان را تحت سخت ترین فشارها قرار دادند; بطوری که مسلمانان برای حفظ دین و انجام مناسک خویش دست از مال و منال و خاندان خود کشیدند و به ناچار به حبشه و مدینه هجرت کردند، ولی کفار قریش به سرکردگی بنی امیه همچنان به تعقیب آنها ادامه داده افرادی را به حبشه فرستادند تا پادشاه حبشه را به اخراج مسلمانان وادار نمایند .

آنان سه جنگ سنگین، خونین و خسارت بار را بر حکومت نوپای پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه تحمیل کردند و در برخی از این جنگها ضربه های سختی به مسلمانان وارد نمودند . هدف اصلی آنان در این جنگها قبل از هر چیز نابودی اسلام و کشتن پیامبر صلی الله علیه و آله بود، ولی در پرتو مجاهدتهای پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرمؤمنان علیه السلام و اصحاب راستین آن حضرت و در سایه امدادهای غیبی خداوند متعال، سرانجام مسلمانان پیروز شدند و مکه را فتح کردند .

روز فتح مکه نیز ابوسفیان و فرزندانش تنها از روی ترس اسلام آوردند و سیاست دشمنی علنی و حمله از بیرون را به ستیز پنهان و نفوذ از درون تغییر دادند .



نوشته شده در شنبه 90 آذر 12ساعت ساعت 6:43 عصر توسط سید.محمد علی شهرام شمس| نظر بدهید

 

گرچه در نگاه نخست پس از نهضت سیدالشهداء علیه السلام جز تعداد انگشت شماری از شیعیان بر باورهای شیعه باقی نماندند و اکثر یاران راستین ابی عبدالله علیه السلام در روز عاشورا به فوز شهادت نائل گردیدند، ولی سکوت خفت بار برخی از مسلمانان نسبت به سلاطین جور شکست و جرات امر به معروف و نهی از منکر در میان امت پیامبر صلی الله علیه و آله رشد یافت و این همان عزتی بود که امام حسین علیه السلام با قیام خونین خویش برای جامعه اسلامی به ارمغان آورد .

نوشتار حاضر در صدد است با بهره گیری از حوادث تاریخی نخستین سالهای پس از عاشورا، حقیقت مزبور را برای خوانندگان تبیین نماید .

برای درک میزان تاثیر نهضت سیدالشهداء علیه السلام بر عزت جامعه اسلامی ابتدا باید در مورد ماهیت بنی امیه و وضعیت جامعه اسلامی قبل از نهضت سیدالشهداء علیه السلام مطالعه کرد تا از این رهگذر تحول جامعه اسلامی پس از نهضت امام حسین علیه السلام مورد بررسی قرار گیرد .



نوشته شده در شنبه 90 آذر 12ساعت ساعت 6:41 عصر توسط سید.محمد علی شهرام شمس| نظر بدهید

خطرى که معاویه و یزید بر اسلام داشتند این نبود که غضب خلافت کردند، این یک خطر کمتر از آن بود. خطرى که اینها داشتند این بود که اسلام را به صورت سلطنت در مى خواستند بیاورند، مى خواستند معنویت را به صورت طاغوت در آوردند، به اسم اینکه ما خلیفه رسول الله هستیم اسلام را منقلب کنند به یک رژیم طاغوتى این مهم بود آنقدرى که این دو نفر ضرر به اسلام مى خواستند بزنند یا زدند جلوتریها آنطور نزدند. اینها اصل اساس ‍ اسلام را وارونه مى خواستند بکنند. سلطنت بود، شرب خمر بود، قمار بود در مجالسشان ، خلیفه رسول الله و در مجلس شرب خمر! و در مجلس ‍ قمار؟! و باز خلیفه رسول الله نماز هم مى رود جماعت مى خواند. این خطر از براى اسلام خطر بزرگ بود. این خطر را سیدالشهداء رفع کرد. قضیه ، قضیه خلافت فقط نبود، قیام سیدالشهداء علیه السلام قیام بر ضد سلطنت طاغوتى بود؛ آن سلطنت طاغوتى که اسلام را مى خواست به آن رنگ درآورد که اگر توفیق پیدا مى کردند، اسلام یک چیز دیگر مى شد، اسلام مى شد مثل رژیم دوهزار پانصد ساله سلطنت . اسلامى که آمده بود و مى خواست رژیم سلطنتى را و امثال این رژیم ها را به هم بزند و یک سلطنت الهى در دنیا ایجاد کند مى خواست طاغوت را بشکند و الله را جاى آن بنشاند، اینها مى خواستند که الله را بردارند، طاغوت را جایش ‍ بنشانند، همان مسائل جاهلیت و همان مسائل سابق . شکست نبود کشته شدن سیدالشهداء علیه السلام چون قیام لله بود قیام لله شکست ندارد
188 - قرآن و وحى را جاوید ساخت
اگر عاشورا و فداکارى خاندان پیامبر نبود، بعثت و زحمات جانفرساى نبى اکرم صلى الله علیه و آله را طاغوتیان آن زمان به نابودى کشانده بودند و (اگر عاشورا نبود منطق جاهلیت ابوسفیانیان که مى خواستند قلم سرخ بر وحى و کتاب بکشند و یزید یادگار عصر تاریک بت پرستى که به گمان خود با کشتن و به شهادت کشیدن فرزندان وحى امید داشت اساس اسلام را بر چیند و با صراحت و اعلام ((لا خبر جاء و لا وحى نزل )) بنیاد حکومت الهى را برکند، نمى دانستیم به سر قرآن کریم و اسلام عزیز چه مى آمد) و لکن اراده خداوند متعال بر آن بوده و هست که اسلام رهایى بخش و قرآن هدایت افروز را جاوید نگه دارد و با خون شهیدانى چون فرزندان وحى ، احیا و پشتیبانى فرماید و از آسیب دهر (زمانه ) نگه دارد و حسین بن على علیه السلام آن عصاره نبوت و یادگار ولایت را برانگیزد، تا جان خود و عزیزانش را فداى عقیده خویش و امت معظم پیامبر اکرم نماید تا در امتداد تاریخ ، خون پاک او بجشود و دین خدا را آبیارى فرماید و از وحى و از آوردهاى آن پاسدارى نماید.
189 - باطل کردن نقشه دشمن
مبارزه حضرت سیدالشهداء علیه السلام با دولت وقت که دولت طاغوتى بود شهادت سیدالشهداء به اسلام هیچ لطمه اى وارد نیاورد، اسلام را جلو برد. اگر نبود شهادت ایشان ، معاویه و پسرش اسلام را یک جور دیگرى در دنیا جلوه داده بودند به اسم خلیفه رسول الله ، با رفتن در مسجد، اقامه جمعه و امام جمعه بودن ، اقامه جماعت و امام جماعت بودن . اسم ، اسم خلافت رسول الله و حکومت ، حکومت اسلام لکن محتوا بر خلافت نه حکومت ، حکومت اسلامى بود به حسب محتوا و نه حاکم اسلامى . سیدالشهداء علیه السلام این نقشى که اینها داشتند براى برگرداندن اسلام به جاهلیت و نمایش دادن اسلام را به اینکه این هم نظیر همان چیزهاى سابق است آن را باطل کرد



نوشته شده در شنبه 90 آذر 12ساعت ساعت 6:38 عصر توسط سید.محمد علی شهرام شمس| نظر بدهید

چون من محنت زده قتل او باور کنید   /  کشته شد عباس من(2)

از غم ساقی همه رخت غم بر تن کنید         ناله  وشیون همه  بر امیر من کنید 
لعن ونفرین ای حرم لشکر دشمن کنید       جمله از خون جگر دیده ها را تر کنید         
کشته شد عباس من (2)                                           
پیکر بی دست او روی خاک افتاده بود   /  در کنار علقمه تشنه لب جان داده بود
سر به روی دامن مادرم بنهاده بود   /   محتضر گردیدنم در برش باور کنید
کشته شد عباس من (2)                                             

برسرش خیل ملک ناله وشیون کند  /   همدمی در شیون وناله اش با من کند
 هلهله وشادی از قتل او دشمن کند /   یاد خشکیده لب ثانی حیدر کنید
کشته شد عباس من (2)                                            

کس نمی آید دگر در وفا مانند او    /   قبله جان حسین هست این روی نکو
 ای صبا بر عالم از طلعت رویش بگو   /  شیونی جانسوز در قتل این افسر کنید
کشته شد عباس من (2)                                           
او به پیمان با خدا صادقانه ایستاد   /    تا که دین ماند بجا جان خود برکف نهاد
تشنه لب شمشیرزد تا دگر از پا فتاد  /  در عزای میر من دیده ها را ترکنید
کشته شد عباس من (2)                                             
سوگوار از قتل او آسمانها وزمین   /  هست داغش تا ابد در قلوب مومنین
کرد سودا جان خود بهر طفلانی حزین  / جای او احسان همه بر علی اصغر کنید
کشته شد عباس من (2) 



نوشته شده در شنبه 90 آذر 12ساعت ساعت 12:8 صبح توسط سید.محمد علی شهرام شمس| نظر بدهید

سلام زینب به تن عریانت                              سلام من به پیکر بی جانت
سلام من به این تن غرقه به خون                    درود من به نعش پاک لاله گون
ثنای من به سرو گردیده نگون                         سلام  زینب  به لب عطشانت
سلام من به این سر رفته به نی                     درود من به ناله های پی به پی
سلام من به ساقی نخورده می                      سلام من بر بدن عریانت
سلام من به کهنه پیراهن تو                           درود من به زخم های تن تو
سلام من به سوخته گلشن تو                        سلام من به سینه سوزانت
سلام من به پیکر لهیده ات                             درود من به قلب داغدیده ات
سلام من به قامت خمیده ات                          سلام من به اشک بردامانت
سلام من به اکبری که کشته شد                    درود من به اصغری که کشته شد
سلام بردلاوری که کشته شد                          سلام من به افسرعطشانت
سلام بر دو دست از بدن جدا                           درود من به ساقی کرببلا
سلام من به حامی دین خدا                            سلام من به ناله طفلانت
سلام من به آن که بر آب رسید                        ولی درون آب تصویر تو دید
نخورد آب وتشنه  لب گشت شهید                    سلام بر دلاور میدانت
سلام من به گلستان تشنه ات                         درود من به جسم وجان تشنه ات
سلام من به کودکان تشنه ات                          سلام من به دیده گریانت
سلام من به شیرخواره اصغرت                          درود من به غنچه های پرپرت
سلام من به قاسم دلاورت                               سلام من به نعش در میدانت
سلام من به خیمه های غرق غم                       به دستهای بسته دربند ستم
درود برسکینه غرق الم                                    سلام من به دختر نالانت


نوشته شده در شنبه 90 آذر 12ساعت ساعت 12:7 صبح توسط سید.محمد علی شهرام شمس| نظر بدهید

ای کودکان تشنه لب                                           عباس علمدار من است (2)                   
خیمه گه غرق  تعب                                            عباس علمدار من است (2)                  
اومی رود میدان که بهر تشنگان آب آورد                    با مشک پرآب از فرات اندوه ازدلها برد 
باران تیر ونیزه را عباس با جان می خرد                     میروسپهدار من است عباس علمدار من است (2)
درخیمه بنشینید و بهراو دعا یکسر کنید                     کم شیون وفریاد برگرد علی اصغر کنید
امن یجیبی خوانده وتقدیم آن مضطر کنید                    لب تشنه سردار من است  عباس علمدار من است (2)
او آب می آرد حرم سیراب سازد کامتان                     ساقی زخّم باده اش پرمی نماید جامتان
غم می برد ازسینه ها خوش می شود ایامتان             درهرمحن یارمن است عباس علمدار من است (2)
اندر وفاداری نباشد کس به دوران مثل او                    هم در شجاعت کس نمی باشد به میدان مثل او
تشنه وتنها کی کند رزمی نمایان مثل او                    میرفداکار من است عباس غلمدار من است (2)

 

انوار روی ماه او خورشید را شرمنده کرد                       بر ماه افتادش نظر مهتاب را تابنده کرد
با جان نثاری بهر دین اسلام را پاینده کرد                     دلبر ودلدارمن است عباس علمدار من است (2)
یارب سپهدارحسین تنهاست یاری اش نما                   ده نصرت عباس من اندر مصاف اشقیا
تنهاست اما می کند مردانه او بر پا لوا                        الحق وفادارمن است عباس علمدار من است (2)
لرزان سپاه کوفیان از ضربت شمشیراو                        گرگان کوفه یک به یک هستند درزنجیراو
بر گوش عالم می رسد از کربلا تکبیراو                        عباس علمدار من است عباس علمدار من است



نوشته شده در شنبه 90 آذر 12ساعت ساعت 12:6 صبح توسط سید.محمد علی شهرام شمس| نظر بدهید

طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin