حسین سالار قلبها

دوباره نیزه و پرچم دوباره آمده محرم
دوباره شهیه و شمشیر دوباره آمده محرم
دوباره ناله زینب درون گودال
دوباره چک چک شمشیر دوباره آمده محرم
زخیمه صدای طفلان ز دور صدای اسبان
دوباره گریه خوبان دوباره آمده محرم
عمو قتیل نهر فرات است حسین قتیل العبرات
دوباره علی اکبر دوباره آمده محرم
صدای طفل رضی ات بگوش می آید
دوباره روزه آب است دوباره آمده محرم
ز سوز دل زینب ز اشک رخ صحرا
نوید میدهد طوفاندوباره آمده محرم
دل بی قرار من هر دم زسوز میگوید
بیا بپا حیز ای دل دوباره آمده محرم

شرمنده شد بهار ، ز گلزار کربلا

بلبل کند نوا که خزانِ محرم است

ما عاشقانِ لاله ی سرخِ پیمبریم

کز عطر او بهشتِ خداوند ، خرم است

صد مرده زنده می شود از ذکرِ یا حسین

مولای ما معلمِ عیسی بن مریم است

عیسی اگر در آخرِ عمرش به عرش رفت

قُنداقه حسین شرفِ عرشِ اعظم است

با یوسفش مقایسه کردم نگار گفت

او شاهِ مصر باشد و این شاهِ عالم است

ما را نیازِ صید چمن نیست در بهار

روی حسینیان ، گل و این اشک شبنم است

ای صاحب عزا به عزا خانه ها بیا

یاران سینه زن همه در زیر پرچم است

گر وعده ی بهشت ، به ما می دهد بهار

ما نیستیم طالبِ رضوان مسلم است

بر عاشقان ، سیاحتِ گلشن حرام شد

خاکم به سر ، که قامت سروِ علی خم است

ای آب ، بس کن این همه جوش و خروش را

در پیش چشم ما علی اصغر مجسم است

سقا ز تشنگانِ حرم شرمسار شد

شرمنده ی خجالت او نهرِ علقم است

ساقی تشنه تا که برون آمد از فرات

قربان غیرتش شود عالم ، اگر کم است

چون محتشم بخوان به پیمبر ز سوز دل

باز این چه شورش است که در خلق عالم است



نوشته شده در پنج شنبه 90 آذر 10ساعت ساعت 4:29 عصر توسط سید.محمد علی شهرام شمس| نظر

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin