حسین سالار قلبها

کربلا بیت الحرامی دیگر است

حاجیانش را مقامی دیگر است

نیت اش ترک سر و تن گفتن است

در پی اش تکبیر در خون گفتن است

شیعه گی آیا شکم پروردن است

یا به روز جنگ عذر آوردن است ؟

شیعه یعنی امتزاج نار و نور

شیعه یعنی راس خونین در تنور

شیعه یعنی باز تاب آسمان

بر سر نی جلوه رنگین کمان

شیعه باید آبها را گل کند

خط سوم را ز خون کامل کند

خط سوم خط سرخ اولیاست

کربلا بار ز ترین منظور ماست

 

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

کربلا لبریز عطر یاس شد

نوبت جانبازی عباس شد

بازوانش مرگ را بیتاب کر د

تیغهای تشنه را سیراب کرد

تا کنون عباسها را دیده ای

بوسه ای از دست آنها چیده ای

بنگر این مستان آتش خورده را

بازوان تیر وترکش خورده را

ای صبا از ما بگو با کربلا

ای نماز ما به خاکت مبتلا

تا به کی دور از تودر خود سوختن

چشم بر راه نسیمت دوختن

یا جنون کن راه خود را باز کن

یا مرا آماده پرواز کن

بر سر نی زلف ما را تاب ده

ماهیان را رخصت گرداب ده

آنچنان کن تا نماند بر زمین

از وجودم غیر آهی آتشین

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

ای لشکر حق را سر و سردار اباالفضل
وی دست علی در صف پیکار اباالفضل
هم خون حسین بن علی در تن پاکت
هم روح تو در پیکر ایثار اباالفضل
ریحانة دو فاطمه، ماه سه خورشید
آرام دل حیدر کرار اباالفضل
مانند تو در ارتش اسلام که دیده
فرمانده و سقا و علمدار اباالفضل
تو ماه بنی هاشمی و ما شب تاریک
تو لالة عباسی و ما خار اباالفضل
هم کاشف کرب پسر فاطمه هستی
هم خیل بنی فاطمه را یار اباالفضل
بر حاجت خود کرده صد و سی و سه نوبت
هر خسته دلی نام تو تکرار اباالفضل
در مصر ولایت شده بر یوسف زهرا
تو مشتری و علقمه بازار اباالفضل
عشق و ادب و غیرت و ایثار و شهادت
کردند به آقایی ات اقرار اباالفضل
تو رسته ای از خویش و گرفتار حسینی
خلقند به عشق تو گرفتار اباالفضل
ما بهر تو گریان و زند زخم تو خنده
پیوسته به شمشیر شرربار اباالفضل
برخیز سکینه به حرم منتظر توست
جامش به کف و اشک به رخسار اباالفضل
از سوز عطش آب شده طفل سه ساله
مگذار بگرید به حرم زار اباالفضل
تا آن که ببینند به تن دست نداری
یک لحظه سر از علقمه بردار اباالفضل
مگذار رود زینب کبری به اسیری
ای دست علی ، دست برون آر اباالفضل
تو چشم حسینی که زده تیر به چشمت
ای دور حرم چشم تو بیدار اباالفضل
کی گفته تن پاک تو در علقمه تنهاست
گردیده تو را فاطمه زوار اباالفضل
خون دل ما را که شده اشک عزایت
زهرا و حسین اند خریدار اباالفضل
مگذار شود خشک دمی دیدة "میثم"
چشمی که بگریم به تو بسیار اباالفضل





نوشته شده در پنج شنبه 90 آذر 10ساعت ساعت 4:40 عصر توسط سید.محمد علی شهرام شمس| نظر

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin