حسین سالار قلبها

زبانحال حضرت زینب با سر برادر

در زمین کربلا آزادی ام محدود بود

این تنت غرق به خون، اما سرت مفقود بود

ای اخا من را ببخشا گر نبودم قتلگاه

چون تمام راه ها بر دیدنت مسدود بود

 

این همه ظلم و جفا بر عشق و آل عشق چیست؟

 

کوفیان و شامیان را حب خود معبود بود

قبله ام کرببلا و کعبه ام قلب شما

قلب دشمن در کنار کعبه ام مترود بود

سوی ابراهیم شیعه آتش آوردند، یار

آتش خیمه بسان آتش نمرود بود

بهر چه ما را به کوفه روی باز آورده اند

تاج و تخت و سلطنت در قلبشان مسجود بود

ظهر عاشورا مشامم را گلی پر عطر کرد

گوییا روز ظهور مهدی موعود بود

شمر رأست را برید و هیچ ترسی هم نداشت

امتحان بندگی را شمر دون مردود بود



نوشته شده در دوشنبه 90 آذر 14ساعت ساعت 10:31 عصر توسط سید.محمد علی شهرام شمس| نظر بدهید

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin